linger

باقی ماندن، ادامه داشتن اثرِ چیزی

Linger یعنی چیزی بیش از حد معمول بماند؛ اثری که انتظار می‌رفت تمام شود یا برود، اما همچنان ادامه دارد. اما معنای عمیق‌ترش این است که چیزی نمی‌خواهد تمام شود: حس، خاطره، صدا، بو، نگاه — چیزهایی که فیزیکی نیستند اما اثرشان واقعی است.

مثال‌های کاربردی

  1. The night lingered with stories, laughter, and old memories شب با داستان‌ها، خنده‌ها و خاطرات قدیمی کش آمد و ماند.
  2. The taste of pomegranate lingered long after the night ended مزه‌ی انار مدت‌ها بعد از تمام شدن شب هم ماند.
  3. Some moments are too meaningful to end quickly — they linger بعضی لحظه‌ها آن‌قدر معنادارند که زود تمام نمی‌شوند.
  4. Yalda night is not just long — it lingers in memory شب یلدا فقط طولانی نیست، بلکه در خاطره‌ها ماندگار است.

کاربرد عمیق‌تر

  • Memories linger
  • Feelings linger
  • Voices linger in the silence
  • Warmth lingers in a cold night

این فعل برای چیزهایی استفاده می‌شود که ناملموس‌اند اما اثرشان ماندگار است.

اشتباه رایج

  • The party lingered- جمله ضعیف و مبهم است، چون خود مهمانی نمی‌ماند، اثرش می‌ماند.
  • ✔️ The feeling of togetherness lingered after the party – در این جمله «حس» مهم است، نه خود رویداد.
به بالا بروید